در هولناك ترين كابوسهامان نيز خود را چنين تاريك نيافته بوديم .يعني خورشيد برآمد و آفتاب نگاه تو ازمشرق چشمان ما گذر نكرد؟! انگار آسمان به زمين آمده باشد ، آري نبودن تو يعني همين.رفتن تو را هيچ تقويمي پيشگوئي نكرده بود ، كه شايد كمي مهيا شويم نبودنت را.حالا با نهال آرزوهايمان چه كنيم كه بدون تو اسير پيچك ناكامي مي شود ، اما يادت بماند كه قرار ما اين نبود...
پی نوشت: لعنت به این روزگار که آدم زنده می مونه و واسه عزیز ترین کسایی که از دست میده، متن آگهی می نویسه.